تبليغاتX
تیک تاک
زندگی و زندگانی
/* /*]]>*/ بنام تکسوار عشق سلام میدونستید!روزای فرد همیشه من خوشانسترو خوشحال تر از روزای دیگم!!!!!!!!!!!!!!! من با آبان ماهیا صفا می کنم با بستنی حال میکنم با خدا و دوستام عشق می کنم برای لذت بردن از همه چی تو زندگی حاضرم بمیرم (بازم)!!!!!!!!!!!! زندگی چیزی نیست که لب طاقچه ی عمر از یاد برود زندگی جدولی است که هر کس آن را حل کند جایزه اش مرگ است   در جوانی غصه خوردم هیچ کس یادم نکرد در قفس ماندم صیاد آزادم نکرد آتش عشقت چنان از زندگی سیرم کرد آرزوی مرگ کردم مرگ هم یادم نکرد...   زندگی یعنی ترهم داشتن با شقایق ها تفاهم داشتن زندگی خشکیدن یک برگ نیست زندگی پرسه زدن در کوچه های مرگ نیست...   این بار فقط شعر!!!!!!!!!! خون عشق سرخی نامت را در سر گذشت شقایق دیده ام و شراره ی دادت را درسفر غروبی... که بالهایش را خون عشق نشسته بود.   من عشق را در تو                     تو را در دل و دل را در موقع تپیدن وتپیدن را به خاطر تو د وست دارم                    من غم را در سکوت سکوت را در شب                    شب را در تبسم و تبسم را برای اندیشیدن به خاطر تو دوست دارم   می خوام یه قصری بسازم آسمونش آبی باشه من باشم و تو باشی یه شب مهتابی باشه امشب می خوام از آسمون ستاره بچینم امشب می خوام یه فال حافظ بگیرم اگه که خوب در نیومد به احترامت بمیرم   هر کجا هستم و باشم آسمون مال منه پنجره فکر هوا عشق زمین مال منه شاید آن روز که سهرا بی نوشت                                    تا شقایق هست زندگی باید کرد خبر از دل پر درد گل لاله نداشت                                    باید این جوری نوشت هر گلی هم که هست چه گل پیچکار و یاس زندگی                                               اجباریست... نخستین تابش عشق آخرین تابش عقل است     آغاز را با نام خدا و پایان را هم با یاد خدا به آخر می رسانیم
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 12:1  توسط نازی  | 

 

یک سلام دیگه این بار به همه عرض سلام و احترام دارم خوب...

این بار می خوام درباره ی خودم صحبت کنم،جونم براتون بگه که...من یک نوجوان هستم من هم مثل خیلی ازانسانهای دیگه شخصی رادوست دارم، به

خانواده ام عشق می ورزم،آرزوهای بزرگی دارم،آرزو دارم به آرزوهایم برسم و

زندگی آرامی درپیش داشته باشم.

من همیشه دوست داشتم دیگران از من تعریف کنند،انقدر که ازخودم نا امید نشوم شما چطور؟!!!

تا حالا فکر کرده ایدغرورباعث چه مشکلاتی می شود؟البته ما دو غرورداریم

یکی از اعتماد به نفس و دیگری به خود خواهی مثلا اگر من انقدر غرور داشته باشم

 می توانم به کسی کمک کنم؟

یک غرور دیگه از این قراره که به خود تون اعتماد داشته باشید یا بهتره بگم اعتماد

به نفس داشته باشید که بتونید از اعتماد به نفستون استفاده کنید وفداکاری کنید.

         LOVE     

تاحالاشده به کسی عشق بورزید؟عشق نه موجود است ونه انسان ونه نفس بلکه

 احساس است من این احساس را حس نکردم ولی اطمینان دارم وقتی تجربه اش کردم،

هیچ وقت از دستش ندهم.

عشق حسی است که با کوچکترین و یا بزرگترین حرکتی از بین نمی رود.

اگر شما دارای خانواده نیستید پس به آن کسی که دوستش داریدو می خوا هید

 به او برسیدعشق بورزیدوکاری کنید که او نیز دارای عشق شما شود.

 

عشق را فاضلی بین خودت وکسی بدان

 

عشق را بشناس تا اوتورا بشناسد

 

 عشق رادوست بدار تا او تورادوست بدارد

 

 

معشوق ازعاشق پرسید؟به کدام عاشق تری خود یا من؟ عاشق پاسخ داد:از بهرخود

مرده ام و از برای تو زنده ام نام و نشانم از کف داده

وحضورم تنها به خاطر توست آموخته هایم را از دست داده وازشناخت

تو دانشمند گشته ام و عاشق تو هستم وعاشق تو هستم.

 

 

 

  

 آتش عشق گرچه سرخ گرچه سوزان

                

قلب عاشق خوا هد همه وقتش فروزان

 

آتش عشق را گویی همی

 

من و معشوقه ام را بسوزان بسوزان

 

 

 

   با آرزوی موفقیت:      

NAZANIN ‌            

 

                                          دوست تو

 

                                         

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 13:32  توسط نازی  | 

بسم الله رحمان رحیم

              

تیک تاک

  زندگی و زندگانی

اول ازهرچیزیک سلام...

یک سلام بزرگ تقدیم به آنهایی که همیشه باعقلشون تصمیم می گیرند. یک سلام دیگه به همه ی آنهایی که قبل از حرفاشون فکرمی کنند. یک سلام دیگه هم به

همه ی اونایی که وقتشون با ارزشه و خدا رو فراموش نمی کنند.اگربه تو سلام نکردم سلام.

من تصمیم گرفتم که با یک وبلاک حرفهایم رابه شما بزنم من13سال بیش ندارم و

درحدتواناییم باشما سخن میگویم وازاین که شمااز کار من لذت ببرید لذت می برم.

باتشکر             nazanin

 

 

اول ازوقت حرف میزنم:

وقت خیلی باارزشه همیشه این حرف سرزبان ها است یا درضرب المثل ها ذکر شده.

ازاین جا شروع می کنیم:

تاحالا شما به یک برنامه ی دقیق فکر کرده اید که باید چیکار کنید تا از وقتتان به

خوبی استفاده شود؟ من که تا حالا فکر نکرده ام.

تا حالا فکر کرده اید که من در گذ شته چه کار هایی کردم و باید از آن ها پند بگیرم؟

خوب بگذریم...  هرکه میگوید گذشته ها گذشته،اشتباه کرده است.

درحقیقت باید گذشته را درسی برای حال دانست. فکر آینده هم باش که مثلا چه

کارهایی انجام بدهی و به کجا دوست داری سفرکنی و...

واماازهمه مهمتر این که فکرالآنت هم باشی!

خلاصه زمان شامل گذشته، حال و آینده می باشد.     

راستی!زمان دیگر در آن دنیا معنی ندارد و بایستی هرچه داری و نداری این جا رها

کنی و به اخرت سفر کنی.

 

 

 

بگذاریدوبگذرید

ببینیدودل مبندید

چشم بیندازیدودل مبازید

که دیر یا زود

باید گذاشت وگذشت

 

باسپاس و قدردانی     

nazanin

                                                            

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 0:16  توسط نازی  |